شاید این گیاهان ما را اهلی کردهاند، نه برعکس!!!
29 بهمن · · یک سؤال ساده:
اگر ما گندم را اهلی کردیم، چرا امروز میلیاردها انسان هر روز برای کاشتن و خوردن آن، کار میکنند؟
اگر سیگار مضر است، چرا هنوز کشت میشود؟
اگر قهوه فقط یک نوشیدنی است، چرا دنیا بدونش فلج میشود؟
شاید ما داستان را اشتباه فهمیدهایم.
داستان رسمی چه میگوید؟
میگوید انسان باهوش شد.
حیوانات را اهلی کرد.
گیاهان را کاشت.
کشاورزی ساخت.
تمدن به وجود آورد.
انسان قهرمان است.
اما یک احتمال دیگر هم هست:
شاید بعضی گیاهان کاری کردند که ما آنها را تکثیر کنیم.
بازی از کجا شروع شد؟
گیاهان برای دفاع از خودشان مواد شیمیایی ساختند.
تلخ. سمی. تند.
اما بعضی از این مواد، بهطور تصادفی روی مغز ما اثر گذاشتند.
و اینجا بازی عوض شد.
قهوه: بیدارکنندهی تمدن
گیاه Coffea arabica کافئین تولید میکند.
کافئین مغز را بیدار میکند.
ما عاشق بیداری شدیم.
قهوه کاشتیم.
کافیشاپ ساختیم.
جلسه، کتاب، انقلاب فکری.
سؤال:
چه کسی چه کسی را انتخاب کرد؟
سیگار: وابستگی جهانی
گیاه Nicotiana tabacum نیکوتین دارد.
نیکوتین مستقیماً روی سیستم پاداش مغز اثر میگذارد.
میدانیم ضرر دارد.
باز هم میکاریم.
باز هم میفروشیم.
باز هم مصرف میشود.
اگر این اهلیسازی نیست، پس چیست؟
چای: آرامش سازمانیافته
گیاه Camellia sinensis هم کافئین دارد، هم ال-تیانین.
یکی بیدار میکند.
یکی آرام میکند.
نتیجه؟
ملتی که بدون چای کار نمیکند.
چای فقط نوشیدنی نیست.
وقفهی ذهنی است.
آیین است.
اقتصاد است.
زعفران: لوکس اما جدی
گیاه Crocus sativus اثرات ضدافسردگی ملایم دارد.
گران است.
کاشتش سخت است.
اما هنوز کاشته میشود.
چرا؟
چون ارزش احساسی و فرهنگی ایجاد کرده.
ما از آن محافظت میکنیم.
نسل به نسل.
نکتهی مهم
هیچکدام از این گیاهان «آگاه» نیستند.
این داستان توطئه نیست.
فقط انتخاب طبیعی است.
گیاهی که ترکیبی تولید میکند که انسان دوست دارد،
شانس بیشتری دارد که:
- کاشته شود
- منتقل شود
- محافظت شود
- جهانی شود
این یعنی بقای بیشتر.
مدل سادهی ماجرا
مادهی شیمیایی 》 اثر روی مغز 》علاقه 》 تکرار 》 کشت گسترده 》 بقای گیاه
این یک حلقه است.
و ما داخل آن هستیم.
شاید ما فقط کشاورز نبودیم
شاید ناقل بودیم.
پخشکننده بودیم.
تکثیرکننده بودیم.
همانطور که زنبورها گرده پخش میکنند،
ما بذر پخش کردیم.
با کشتی.
با جاده ابریشم.
با استعمار.
با تجارت جهانی.
آیا این یعنی انسان قربانی است؟
نه.
اما یعنی داستان ساده «ما ارباب طبیعتیم» کامل نیست.
رابطه دوسویه بوده.
ما گندم را اهلی کردیم.
گندم هم ما را مجبور کرد یکجا بمانیم.
ما سیگار کاشتیم.
سیگار هم اقتصاد ساخت.
ما قهوه نوشیدیم.
قهوه هم ریتم زندگی مدرن را شکل داد.
حالا یک سؤال شخصی
امروز صبح چه نوشیدی؟
چای؟
قهوه؟
سیگار کشیدی؟
داروی گیاهی خوردی؟
اگر حذفشان کنند، زندگیات تغییر میکند؟
اگر جواب مثبت است،
پس این رابطه یکطرفه نبوده.
جمعبندی
این متن نمیگوید گیاهان تو را کنترل میکنند.
میگوید بعضی از آنها طوری تکامل یافتهاند که تو دوستشان داشته باشی.
و وقتی دوستشان داری،
برای بقایشان کار میکنی.
شاید ما طبیعت را ساختیم.
اما طبیعت هم ما را شکل داده.
و شاید،
بیشتر از چیزی که فکر میکنیم.